یادداشت های فرهنگی ادبی

مجموعه جامع تمرینات یوگا مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1388 ساعت 12:12

منوچهر نیستانی با آن چهره خندان و خجول و با آن عینک و کیف دستی چرمی قهوه ای اش هرگاه در جمع مهربانانه شاعران می آمد شعر تازه ای به همراه داشت. شاعری که با تکیه بر محتوا می خواست دل دوستانش را تسخیر کند. او جهان را روشن و شاد می خواست اما، جهان پاسخگوی آرمانهای انسانی اش نبود.

منوچهر نیستانی چهارم مرداد 1315 در کرمان زاده شد. آموزش ابتدایی را در کرمان به پایان برد و تحصیلات دبیرستان را در کرمان و سپس در دبیرستان دارالفنون تهران ادامه داد. نخستین شعرهای نیستانی در روزنامه های بیداری و هفت واد و اندیشه ی کرمان چاپ رسید.
نخستین دفتر شعر منوچهر نیستانی با نام جوانه در سال1333 منتشر شد. سال 1334 به دانشسرای عالی تهران رفت و دررشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرد.
مجموعه شعر بعدی نیستانی در سال 1337 با عنوان خراب چاپ شد. در همان سال خارستان دیوان ادیب قاسمی کرمانی را با تصحیح و تحشیه منتشر کرد. مدتی نیستانی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار شد و اشعار و ترانه های برای کودکان رسید. سومین دفتر شعر نیستانی به سال 1350 با نام "دیروز، خط فاصله" منتشر شد. نیستانی علاوه بر شعرهای نیمایی غزلیات نوی زیبایی با مضامین اجتماعی سروده که بسیار خواندنی است. در اشعار نیستانی گونه هایی از طنز، شعر سیاسی، شعر اجتماعی و عاشقانه با نگاهی به طبیعت دیده می شود.
منوچهر نیستانی پنج شنبه 29 اسفند از میان رفت و به دیار باقی شتافت  

در لینک زیر می توانید شعری از او را با صدای اسماعیل جنتی گوش کنید.

http://iranseda.ir/FullItem/?g=597280 

یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ساعت 16:38

کتاب سازی ادبی مفهومی جدید است که همزمان با روی کار آمدن دنیای چاپ و انتشار رواج و گسترش یافته است. کتاب سازی معانی و مفاهیمی چندگانه دارد که گاه تشخیص درست از نادرست دشوار می نماید. 

 کتاب سازی ادبی در سالیان اخیر با رواج صنعت چاپ، گسترش چشمگیری داشته است. تشخیص این که آن چه در این مجموعه در کنار هم گرد آمده آیا صرفاً هدفی جز کتاب سازی یا یک درآمد نداشته، کمی دشوار و ابهام آمیز است. آیا براستی هرآنچه به عنوان مجموعه ی شعر شاعران یا داستان ها یا مجموعه مقالات یا یادنامه ها و امثال آن ها چاپ می شوند زیر مجموعه کتاب سازی قرار می گیرند؟ در زمینه انتشار کتاب سازی چندین عامل برای تشخیص وجود دارند.
-اول هدف و انگیزه جمع آوری مطالب اعم از شعر، داستان، مقاله یا نقد
-دوم نحوه و معیار و ملاک انتخاب از میان انبوه نوشته و شعرها
- سوم افرادی که اقدام به جمع آوری و تدوین چنین آثاری می کنند.
اگر هدف و معیار مشخص جمع آوری کننده، ارزشمند و ارجمند باشد طبعا اطلاق نام کتاب سازی بر آن کتاب ناپسندیده است، زیرا ضرورت دارد که گاه بخصوص در عصر حاضر برای سهولت در دسترسی و عدم اتلاف زمان، فرضاً بهترین شعرها یا داستان های صد سال اخیر را به منظور در دسترس قرار دادن کتاب خوانان گرد هم آوریم. 

"صادق رحمانی"،" انسیه موسویان" و " محمد سعید میرزایی" در این باب سخن می گویند.   

http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=592962

دوشنبه 12 بهمن ماه سال 1388 ساعت 21:24

بیژن جلالی شاعر نازک اندیش، عابر هزار توی های شعر، او که آواز جانش، جان جهان است خم می شود و بر شعر بوسه می زند ، طعم شعر را دوست دارد، طعم شعر باران خورده را که به سوی او پرواز می کند.

بیژن جلالی در آبان ماه 1306 در خیابان پاریس تهران به دنیا آمد. خانواده پدری او در اصل تفرشی بودند.او از کودکی به شعر و جهان شاعرانه می اندیشید بی آنکه خود را غرق مطالعه دیوان شعرا کند جهان را شاعرانه می نگرد. پروانه ای کوچک دل نازکش را در رقص شعله آتش رها می کند و آن سوتر، مرغی شعرش را به منقار می بردآواز جان شاعر را.
شعر بیژن جلالی، شکل و ساختار ویژه ای دارد. مضمون در شعر او با ترکیب واژه ها و اصوات و عباراتی بیان می شود که مخاطب نازک اندیش شعرش با او پرواز می کند. موسیقی شعر چونان مه ی که از گندمزار عبور کند، ناشی از اصواتی است که شاعر در شعر خود از آن بهره می گیرد. گویی شعر او از ترکیب تعابیر، نازک خیالی، سادگی و اصوات، تولد یافته است. تعابیر، اصطلاحات فارسی، فضاهای ساده و صمیمی و بهره گرفتن از امکانات و ظرفیت های زبان فارسی، شعر او را برای مخاطب شعرش قابل فهم کرده است.
از بیژن جلالی دفتر شعرهایی چون روز ها ، دل ما و جهان، رنگ آب ها، آب و آفتاب، بازی نور، شعر سکوت و ... به جا مانده است.
بیژن جلالی جمعه 24 دی ماه 1378 در هفتاد و دو سالگی جهان را بدرود گفت.  

شعری از بیژن جلالی با صدای اسماعیل جنتی در لینک زیر 

http://iranseda.ir/FullItem/?g=592272

یکشنبه 11 بهمن ماه سال 1388 ساعت 18:35

شعرخوانی در محافل و مجالس، سنتی دیرینه در فرهنگ ایرانی- اسلامی است. شاید بتوان نخستین مجالس شعرخوانی را در بازار عکاظ عرب جستجو کرد که شاعران شعر خود را می خواندند و گروه دیگر به نقد و ارزیابی آن می پرداختند. این سنت از دیروز تا امروز برای ما باقی ماند. در این نوبت " بدالرضا کوهمال جهرمی"، "مریم اسلامی" و "روزبه فروتن پی" در این باره سخن می گویند.

سنت شعرخوانی در محافل قدمتی به درازای تاریخ پیدایی شعر دارد. از آن زمان که شعر در سرزمین ما پیدا شد، شعرخوانی نیز پدید آمد و شاعران گروه گروه در مجامع و مجالس مختلف گرد هم آمدند و ضمن شعرخوانی به نقد و ارزیابی آن پرداختند. این سنت از گذشته تا امروز تداوم یافت و هر روز بر تعداد آن افزوده گردید. اما شکل برگزاری و حضور افراد و نحوه ی نقد و ارزیابی آن متفاوت بوده است. با این وصف آیا همه ی انجمن ها و محافل ادبی در رشد و پویایی هنر شاعرانه به یک میزان مؤثر بوده اند؟ و آیا به راستی انجمن های ادبی، انجمن های آموزشی اند یا انجمن های پژوهشی و یا هیچ کدام؟ و چه کسانی می توانند متولیان راستین انجمن های ادبی باشند؟ و در دنیای امروز که فضای الکترونیک بسیار پویاست آیا انجمن های ادبی اینترنتی می توانند جانشین درستی برای انجمن های ادبی دیروزین باشند؟ پاسخ به این سؤالات را در گفت و گوی ما با کارشناسان این برنامه خواهید شنید 

http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=588241

سه شنبه 6 بهمن ماه سال 1388 ساعت 17:12

نام گلچین گیلانی با باران گره خورده است، امروزیان روزهای بارانی دیروز خود را با نام گلچین گیلانی در کلاس های درس پیوند زدند. شاعری که به زلالی باران و به روشنی ترانه های آفتاب ساده ترین و دلنشین ترین شعرها را سرود و قلب های مشتاق جوانانی را تسخیر کرد که می خواستند جان و دلشان را با شعر معنا بخشد.

مجدالدین میر فخرایی معروف به گلچین گیلانی از نخستین شاعران نوگرای شعر فارسی امروز است که به سال 1288 شمسی در رشت به دنیا آمد. گلچین تحصیلات ابتدایی را در همان شهر رشت به پایان برد و در سال 1304 گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و سپس تحصیلاتش را در اروپا ادامه داد. او در نوجوانی به دنیای شعر روی آورد و در همان سال اشعاری هم از او در روزنامه های رشت منتشر شد. گلچین در ابتدا شاعری سنت گرا بود که اشعاری در قالب های قصیده و قطعه می سرود. اما اندک اندک زمینه ها برای نوجویی و نوگرایی شاعر فراهم شد.
شعر باران آغاز این نوگرایی است که به دلیل سادگی زبان و بیان زبانزد خاص و عام شد. زنده یاد غلامحسین یوسفی درباره این شعر نوشته: شعر آغازی گویا و متناسب و جالب توجه دارد شروع با کلمه اصلی باران است و نمایش نوای مداوم آن بر بام خانه که چون ترانه ایی دلپذیر به گوش می رسد کوتاهی مصرع ها و هجاهای آن، ریتم ریزش باران را منعکس می کند.
در شعرهای گلچین ابهام و ایهامی نمی توان یافت همه چیز ساده و صمیمی و روان است به قولی در شعر های گلچین ما با شاعری مواجه ایم که به خاطره ها می پردازد و ابدیت و جاودانگی را از طریق اندیشیدن به مرگ در سطور شعرش به ما می نمایاند. از خوشی ها و کامرانی های گذشته یاد می کند و به لحظه های زودگذر حیات اهمیت می دهد .
زندگی گلچین گیلانی در 29 آذر 1351 در لندن به پایان رسید.
در لینک زیر میتوانید شعری از گلچین را گوش کنید 

http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=579624

دوشنبه 5 بهمن ماه سال 1388 ساعت 01:31

بحران امری محتمل در هر پدیده ای است. این پدیده گاه در عرصه ی فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و یا هنر بروز می کند. بحران معلول رفتارهای نابسامان و دگرگونه ای است که در یک نظام به وجود می آید.

در عرصه ی هنر گرچه ساختارشکنی و خروج از نرم های معمول زمان امری طبیعی است، اما گاه این خروج به منزله ی سقوط همه ی ارزش های تثبیت شده ی قبلی است. زمانی که هنرمند می خواهد فردیت تمام شده ی خود را در عرصه ی هنر به نمایش گذارد پایبند نشدن به اصول و هنجارهای معمول و مرسوم زمینه های بروز بحران را فراهم می کند.
در زمینه ی شعر امروز فارسی، بخصوص در دهه ی هفتاد این بحران به شکل کاملا مشخص هویداست. جمعی از شاعران جوان برای این که طرحی نو دراندازند، ناگزیر تعادل و تناسب نظام زیبایی شناختی شعر را به هم ریختند و ترکیبی جدید از آن عرضه کردند. این نظام جدید زیبایی شناختی گاه به گونه ای بود که هیچ نسبت مشخصی با مقوله ی هنر و زیبایی نداشت. از همین روست که جماعتی از شاعران و خوانندگان جدی شعر آن چه را که در دهه ی هفتاد و هشتاد در زبان فارسی به عنوان شعر عرضه گردیده را خارج از نرم زیبایی شناسی شعر می دانند و معتقدند که این جماعت به دلیل عدم ارتباط با گذشته ی فرهنگی و اطلاع نداشتن از مبانی زیبایی شناسی شعر، محصولی را که به نام هنر شاعرانه عرضه کرده اند فاقد زیبایی است و از عرصه ی شعر خارج است. اما گروه دیگر بر این باورند که شاعران جوان دهه ی هفتاد و هشتاد به دلیل زیر و رو کردن نظام های سنتی زیبایی شناسی طبعا آن چه عرضه کرده اند غریب و غیر قابل فهم به نظر می رسد. به هر صورت در شرایط کنونی شعر ما با بحران مخاطب روبروست. بحرانی که روز به روز فاصله ی خواننده با شعر را بیشتر می کند. 

در لینک زیر گفتگوهایی را می شنوید با آرش شفاعی/علی دهباشی/بهروز یاسمی 

http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=582684

چهارشنبه 30 دی ماه سال 1388 ساعت 18:34

ایران سرزمین شعر و شعور است. شعر با لحظه لحظه ی زندگی ایرانیان گره خورده است. بزرگترین متکلمان و مفسران اسلامی نیز کلام خویش را با عطر شعر فارسی در آمیخته تا با اعجاز خیره کننده و خیال آفرین زبان شعر، پیام خود را به مخاطب برسانند.

از دیروز تا امروز صدها و هزاران نفر جان خویش را با شعر آمیختند تا چگونگی ادراک و دریافت خود از جهان را در کلام شاعرانه به تصویر بکشند. این تجلی به گونه ای در یکایک لحظات زندگی انسان نشان دارد. انسان عامی و عادی قصه، مثل و متل خویش را با شعر پیوند می زند و انسان عالم و عاشق نیز برای رسوخ بیشتر در دل و جان مخاطب کلام خیال انگیز و شورآفرین شعر را برمی گزیند، اما به راستی چه عواملی زمینه های بروز و پیدایی شخصیت شاعرانه را فراهم می کند؟ آیا این شرایط در همه ی زمان ها و مکان ها برابر است؟ آیا شرایط اجتماعی در شکل گیری شعر و شاعر مؤثر است؟ آیا مسائل مادی و اقتصادی در شاعر شدن یا نشدن صاحب ذوق تأثیر گذارند؟ و آیا می توان از شانس تاریخی به عنوان مهم ترین عنصر تأثرگذار در شگل گیری شخصیت هنری شاعر یاد کرد؟ این ها بخشی از سؤالاتی است که مهمانان این برنامه آقایان " مصطفی محدثی خراسانی"،" محمد جواد محبت"،" ایرج قنبری" و " خالق گرجی" به آن ها به اجمال و اختصار پاسخ گفته اند. 

http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=575970

سه شنبه 22 دی ماه سال 1388 ساعت 18:23

   بی تردید نام و آوازه ی بلند محمدرضا شفیعی کدکنی از حصار زمان و مکان در گذشت، تنوع و گستردگی حوزه فعالیت این ادیب فرزانه سبب گردید ضمن سرآمد شدن در همه بخش ها، در نزد هر اهل ادبی ممتاز باشد.
یگانگی او در حوزه تصحیح متون، تحقیق، تالیف، ترجمه، تدریس و شعر او را به مرز ماندگاری رسانده است.

محمدرضا شفیعی کدکنی (م-سرشک ) در دهکده ای به نام کدکن (نیشابور قدیم)در سال 1318 متولد شد. پس از گذراندن دوران مکتب خانه و خواندن جامع المقدمات نزد پدر و فراگرفتن ادب تازی و پارسی منطق و کلام و فقه و اصول در سال 1341 دیپلم متوسطه را به صورت متفرقه دریافت کرد و به دانشکده ادبیات مشهد راه یافت.

سرشک از کودکی به شعر علاقمند بود و گاه نیز غزلی می گفت از همین روست که اخوان ثالث در نخستین دیدار دریافت که اواهل اندیشیدن است و سرودنش در عالم رهایی و آزادگی است .
   سروده های محمدرضا شفیعی کدکنی تلفیقی از شعر و شعور است. احساس با منطق در می آمیزد و شاعر با نگاهی عمیق به تاریخ، هستی و جهان امروز جهانی موافق میل خود در اشعارش می آفریند. شعرهای او دارای بن مایه اجتماعی و گاه فلسفی است و شاعر همواره می کوشد مهمترین مباحث هستی انسان امروز را در قالب شعر بنمایاند . 

برای خواندن بقیه مطالب و شنیدن شعر شفیعی کدکنی نشانی زیر را کلیک کنید .
http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=570701

یکشنبه 20 دی ماه سال 1388 ساعت 11:15

در عصر حاضر در باب غزل و جایگاه آن در شعر روزگار ما دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. احمد شاملو معتقد بود غزل شعر روزگار ما نیست یا در روزگار ما عمر غزل به سر آمده است. اما فریدون مشیری معتقد بود که در غزل معاصر باید نوآوری کرد. تجربه ی چندین دهه ی اخیر نشان داده است که می توان در قالبی ایستا شعری نو سرود. غزلیات سیمین بهبهانی، محمدعلی بهمنی، حسین منزوی و قیصر امین پور از جمله ی غزلیات زنده امروز است. به همین دلیل سیمین بهبهانی با قاطعیت می گوید غزل یکی از ماندگارترین و متداول ترین و مردم پسند ترین قالبهای شعر کهن فارسی است و فروغ فرخزاد در تنها غزلی که از خود به جا گذاشت:
امشب به قصه ی من گوش می کنی
توانست فرم تازه ای از غزل ایجاد کند و محمدرضا شفیعی کدکنی از همین رو می گوید می توان در روزگار ما غزل گفت و غزل را به عنوان یک فرم باز، یک قالب گسترده و یک قاب پذیرفت. غزل یک فرم جهانی است. قالب غزل در سالیان پس از انقلاب یکی از پرطرفدارترین قالب های شعر فارسی شناخته شد و شعرهای درخشانی در این قالب ایجاد شد تا بدانجا که امروز غزل مدرن و پست مدرن به عنوان یکی از شیوه های غزل سرایی معاصر شناخته شده است. در این نوبت ضمن استفاده از دیدگاه های نوشتاری "محمد حسین شهریار"،" مشفق کاشانی"،" مهدی اخوان ثالث" و " م.آزاد" گفتگو هایی با " علی محمد مؤدب"،" علی داوودی" و " عبدالرحیم سعیدی راد" نیز انجام گرفته است    برای شنیدن  ایران صدا را کلیک کنید 

http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=568243

شنبه 19 دی ماه سال 1388 ساعت 21:50

سیاوش کسرایی شاعری را در قالب کهن آغاز کرد اما با منظومه بلند آرش کمانگیر نام خود را بر صفحه شعر امروز فارسی ماندگار کرد. شعر کسرایی، شعر شور، شعور و خون است. او ساده ترین مضامین اجتماعی را با عمیق ترین تصاویر می آمیزد و شعری اعتراض آمیز می سراید.

سیاوش کسرایی در سال 1305 در اصفهان به دنیا آمد. اما خانواده او پس از چندی به تهران آمدند. او پس از گذراندن دوران ابتدایی در مدرسه ادب به دبیرستانِ نظام رفت و بعد ازآن راهی دبیرستان دارالفنون شد.
سیاوش شاعری را با سرودن چهارپاره گویی و شعر قالب های کهن دیگر آغاز کرد اما به زودی به قالب های نوقدمایی توللی وار روی آورد و مدتی بعد به راهِ نیما یوشیج رفت.
کسرایی در دهه 1330 آرام آرام شعرهایش را در مطبوعات انتشار داد و با سرودن منظومه ی آرش کمانگیر نام و آوازه یافت. شعر سیاوش در دهه رنگ و بوی سیاسی گرفت و انسان به عنوان محوری ترین موضوع شعر قرار گرفت. انسانِ رنج دیده و زحمت کشیده که بیداد زمانه بر او ستم روا می داشت و شاعر می کوشید در شعرهایش بخشی از آنهمه ستمِ زمانه را در شعرش تصویر کند، از همین رو گاه برخی از اشعارش به مرز شعار نزدیک می شود اما خوب می داند که میان شعر با شعار فاصله ی بلندی است. سیاوش کسرایی در شعرهایش چشم به آینده دارد و علیرغم مهدی اخوان ثالث که در زمستان فریاد نومیدی سر می دهد، او امیدوارنه از آرش می گوید که می تواند یکبار دیگر مرز ایران و توران را مشخص کند.
سیاوش کسرایی در 19 بهمن 1374 زندگی را بدرود گفت.
برای شنیدن صدا مربوط به همراه موسیقی به لینک زیر مراجعه کنید 

http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=563559

   1      2      3      4    >>